فاطمه جان احمدى
63
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
نماز و عبادت « 1 » و بهكار بستن تقوا و شكيبايى و صبر « 2 » مراحل رشد و تكامل را طى كنند و براى بقاى حيات اجتماعى خويش بكوشند . قرآن كريم با توصيههاى جدى خود رمز تداوم حيات بشرى را نيز بيان داشته ، مناسبات اجتماعى و اقتصادى و آنچه براى بقاى جامعه نياز است ، تبيين مىنمايد . همچنين در خلال آيات ، به گرفتن حق مستضعفان از ثروتمندان اشاره مىكند و به تقسيم عادلانه آن ميان فقرا تأكيد مىورزد ، « 3 » عناوينى چون هجرت ، جهاد ، تقوا ، وحدت و عدالت را نيز سرلوحه سعادتمندى بشرى مىداند . قرآن كريم ميان آن دسته از عناصرى كه عامل ايجاد جامعهاند ، با آن دسته از پديدههايى كه منجر به دوام حيات اجتماعى مىشوند ، پيوند ايجاد مىكند . از جمله عواملى كه قرآن كريم به عنوان ارزشهاى اصيل انسانى براى برقرارى قسط ، از ميان بردن استبداد ، استقرار حكومت قانون ، رفع انحصارطلبى و مالكيتجويى و تقسيم انفال ميان همه مردم مطرح مىكند ، معرفى رهبرىِ ايدئولوژيك انبيا و تبعيت از آنهاست . از اين رو ملاحظات قرآنى را مىتوان شاخصهاى تمدن اسلامى دانست كه موجب امتياز اين تمدن از ساير تمدنها مىشود . اين شاخصهها را مىتوان بدين شرح دانست : 1 . قوانين دينى : تمدن اسلامى با مجموعهاى از قوانين دينى كه برگرفته از قرآن كريم و آموزههاى نبوى است ، همه ابعاد زندگى و دقايق حيات فردى و اجتماعى ، سياسى ، فرهنگى و اقتصادى جامعه اسلامى را شامل مىشود . شموليت و احاطه قوانين اسلامى مبتنى بر آيات عميق و چند بُعدى قرآن كريم ، افزون بر مسائل كلان حيات جمعى ، خُردترين و ظريفترين بخشهاى زندگى فردى را در بر مىگيرد . به همين دليل تمدن اسلامى با قوانين مشخصْ به سير تكاملى جامعه سمتوسو و سرعت مىبخشد . هنگامى اقبال اين قوانين فزونى مىيابد كه بتوان تطبيق اين قوانين و قواعد دينى با اصول طبيعى حيات بشرى را درك نمود . گسترش حيرتانگيز فرهنگ اسلامى و سيطره مبانى آن در اقصى نقاط - از درياى هند گرفته تا كرانههاى اقيانوس اطلس و سلسله جبال پيرنه - و اهتزاز پرچم اسلام در همه سرزمينهاى تحت سلطه ، به دليل همين موافقت و انطباق عقايد و اصول اسلام با فطرت و طبايع بشرى است . « 4 » اصول و قوانين اسلامى با
--> ( 1 ) . وَ أَقِمِ الصَّلاةَ . ( طه ( 20 ) : 14 . ) ( 2 ) . فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ . ( الروم ( 30 ) : 60 . ) ( 3 ) . القصص ( 28 ) : 5 ؛ سبأ ( 34 ) : 31 . ( 4 ) . بنگريد به : گوستاولوبون ، تاريخ تمدن اسلام و عرب ، ترجمه سيد محمد تقى فخر داعى ، ص 144 .